فلورايد؛ حكايت يك تبانى
جوئل گريفيث ، نويسنده و محقق آمريكايى
چكيده:
امروزه فلورايد به عنوان يكى از پر كاربردترين و البته مفيدترين مواد در جوامع مختلف شناخته مىشود. روز به روز بر استفاده از اين ماده در خمير دندان، آب شرب و... كه با هدفكاهش پوسيدگى استخوانها و دندانها دنبال مىشود، افزوده است. امروزه تحقيقات و مطالعات مستقل متعددى، بيانگر آن است كه اين ماده از جمله خطرناكترين مواد موجود درزندگى بشر و طبيعت است كه همه ساله خسارات بىشمارى بر حيات و طبيعت وارد مىسازد. آنچه در پى مىآيد، حكايت تبانى صنعت و دولت آمريكا براى گسترش اين ماده درعرصه طبيعت با هدف سودجويى بيشتر و تداوم برنامههاى اقتصادى و نظامى اين كشور است كه البته پيامدهاى غيرقابل جبران آن به سادگى قابل ارزيابى نمىباشد.
گاوها همچون حلزونهايى عظيمالجثه بر روى شكمهايشان در چراگاهها مىخزيدند. همه آنها به نوعى بيمارى استخوانى مبتلا شده بودند كه آنها را از ايستادن بر روى پاهايشانبازداشته بود و اين تنها شيوه چريدن آنها بود. برخى از اين گاوها پس از به دنيا آوردن گوسالههايشان، جان خود را از دست دادند. برخى ديگر نيز به واسطه عدم توانايىشان درجويدن غذا كه نتيجه اختلال در سيستم عصبى و از كار افتادن دندانهايشان بود، از گرسنگى مردند.
اينها همان گاوهاى سرخپوستان دوهاك بودند كه در خلال سالهاى 1960-75 در كنار صاحبانشان نگهدارى مىشدند و اين دوره دقيقاً همان زمانى بود كه آلودگى صنعتى علاوه برنابودى گلههاى احشامشان، شيوه زندگى آنها را از بين برده بود. علاوه بر احشام، محصولات كشاورزى و درختان اين منطقه رو به نابودى رفت. پرندگان و زنبورهاى عسل، زادگاهشانرا ترك كردند و هم اينك پس از گذشت چند دهه، هنگامى كه ماهيگيران موهاكى تورهاى خود را در رودخانه لورنيس پهن مىكنند، تنها ماهىهاى بيمار و مبتلا به نقصهاى ستونمهره صيد مىكنند. علاوه بر جانوران اين منطقه، كودكان ساكن اين منطقه هم جملگى نشانههايى از نقص در استخوان و دندانهايشان دارند.
در سال 1980، موهاكىها دادخواستى 150 ميليون دلارى عليه شركتهاى مسئول اين آلودگى يعنى شركتهاى »رينولد« و »آلومينيوم آلكوا« به دادگاه تقديم نمودند. اما هزينههاىقانونى اين دادخواست به حدى بود كه اين قبيله را از ادامه شكايتشان بازداشت و بالاخره هم به دريافت 650 هزار دلار تن دادند.
اما عامل اصلى اين آسيبها چه بود؟ بله! انتشار فلورايد عامل اصلى تخريب و نابودى اين منطقه بود.
حدود پنجاه سال است كه دولت ايالات متحده و رسانههاى اين كشور به جامعه اين مسأله را القا نمودهاند كه فلورايد مادهاى سالم و سودمند است كه مىتواند به ويژه در كودكان سببكاهش پوسيدگى دندان شود. از همين روست كه در دهههاى اخير، از سويى شاهد افزودن اين ماده به خمير دندانها و از سويى ديگر، شاهد افزودن آن به آب شرب شهرها بودهايم.سلامت اين ماده در چنين شرايطى، به قدرى بديهى شمرده شده كه اساساً هر آن كس كه سلامت اين ماده را زير سؤال برده، به عنوان شياد و احمق معرفى شده است.
نكتهاى كه همواره درباره فلورايد مغفول مانده، آن است كه اين ماده از جمله قوىترين و قديمىترين آلايندههاى صنعتى بوده و هست. دهها سال است كه كارخانههاى صنعتى ايالاتمتحده، مقادير زيادى از پسماندههاى اين ماده و نيز فلورايدهاى بىمصرف را به اشكال مختلف به خوردِ مردمى همچون موهاك مىدهند. البته حاميان آنها در دامن زدن به اينموضوع كه فلورايد مادهاى سودمند بوده و در القاى اين مطلب كه مخالفين آن افرادى احمق هستند، موفق بودهاند.
در سالهاى اخير و به دنبال خسارتهاى گسترده زيست محيطى اين ماده، برخى از كارخانههاى توليد كننده اين ماده همچون كارخانههاى فعال در منطقه »آكوساسنه« يعنى محلزندگى موهاكها، مجبور به كاهش انتشار اين ماده و البته نه متوقف ساختن آن شدهاند. البته با وجود اين تغييرات، باز هم گاوهاى اين منطقه، به طور متوسط تنها نيمى از مدت عمرخود را تجربه مىكنند.
امروزه در سراسر ايالات متحده، فلورايد به عنوان يكى از اصلىترين آلايندههاى صنعتى شناخته مىشود. بر طبق آخرين ارزيابى دفتر حفاظت محيط زيست آمريكا، حداقل همهساله 155 هزار تن از اين ماده توسط كارخانههاى صنعتى در هواى اين كشور منتشر مىشود كه انتشار آن در درياچهها، رودخانهها و اقيانوسهاى اطراف، چيزى حدود 500 هزار تناست.
فلورايد از جمله موادى است كه از لحاظ زيستى قابل تجزيه نمىباشد و از اين رو پس از انتشار به تدريج در محيط زيست انباشت شده و در زنجيره غذايى و نيز در بدن انسان و به ويژهدر استخوان و دندانها انباشته مىشود. اما آلودگى زيست محيطى اين ماده، صرفاً به توليد آن خلاصه نمىشود، چرا كه اين ماده در توليد بسيارى از مواد و از جمله فسفاتها كه ازاصلىترين مواد تشكيل دهنده كودهاى شيميايى هستند، وجود دارد. توليد فلزاتى چون آهن، فولاد، آلومينيوم، مس، سرب، روى و نيز موادى چون پلاستيكها، بنزين، آجر، شيشه،سيمان، سراميك و... نيز با انتشار فلورايد و در نتيجه آلودگى زيست محيطى همراه است.
هم اكنون مواد آلاينده صنعتى در قالب آلايندههاى ابتدايى تا استراتژيك ردهبندى مىشوند كه فلورايد از جمله آلايندههاى استراتژيك شناخته مىشود. اما با اين وجود، ساليان سالاست كه دولت و صنعت، استفاده فزاينده از اين ماده را براى جامعه بىخطر معرفى مىكنند كه البته القاى اين ديدگاه در مورد بزرگترين آلاينده صنعتى يعنى فلورايد كه بيشترين آسيبرا بر گياهان، حيوانات و انسانها داشته، كار سادهاى نيست.
براساس گزارش وزارت كشاورزى ايالات متحده، فلورايد انتشار يافته در هواى اين كشور، به نسبت ديگر آلايندههاى موجود، بيشترين خسارت را به احشام اين كشور وارد ساختهاست. البته آسيبهاى اين ماده بر آبهاى اين كشور نيز كمتر از آسيبهاى آن بر هواى اين كشور نبوده است، به طورى كه هم اكنون در سراسر ايالات متحده، شاهد محلهاى مشابهىهمچون سكونتگاه موهاكها هستيم.
شواهد مستند بسيارى حكايت از آن دارد كه حداقل از دهه سى تاكنون، فلورايدهاى صنعتى علاوه بر احشام، انسانها را نيز با آسببهايى جدى همراه ساختهاند. در چنين شرايطى، نهتنها دولت واكنشى در قبال اين موارد نشان نداده، بلكه در انتشار و گسترش اين ماده نيز نقشى اساسى ايفا نموده است. از آغاز دهه 1850، انتشار فلورايد كه نتيجه فعاليت صنايع آهن ومس بود، محصولات كشاورزى، احشام و به طور كلى جامعه آمريكا را با آلودگىهايى جدّى روبرو كرد. در پايان اين قرن بود كه شكايتهاى متعدد و نيز اعمال برخى قوانينسختگيرانه، سبب شد تا محدوديتهايى در قبال اين ماده در انگلستان و آلمان اعمال شود، به طورى كه به منظور كاهش آلايندگى اين صنايع، شاهد نصب دودكشهاى بلند ومخصوص به منظور كاهش انتشار اين ماده و ديگر آلايندهها بوديم.
در قرن بيستم و به دنبال گسترش بيشتر فعاليتهاى صنعتى در آمريكا، حتى دودكشهاى بلند كارخانهها نيز نتوانستند از حجم آسيبهاى اين ماده بكاهند، به طورى كه انتشار گستردهاين ماده دراين قرن، به وضعيتى واقعاً بحرانى دامن زد.
گزارشهاى بينالمللى مرتبط با آسيبهاى گسترده اين ماده در سال 1933، يعنى زمانى كه دره ميورس در بلژيك با اولين و بزرگترين فاجعه فلورايد روبرو شد، همه را به خود آورد.در اين سال بود كه هزاران نفر به وضع فجيعى بيمار و شصت نفر جان خود را از دست دادند. اگرچه در ابتدا عامل اين فاجعه مورد اختلاف بود، اما تحقيقات صورت پذيرفته توسطدانشمندان برجسته نشان داد كه عامل اصلى اين آلودگى فاجعه بار، چيزى جز فلورايد نبوده است.
به دنبال اين حادثه دانشمندان در سراسر جهان فلورايد را به عنوان يك ماده سمّى معرفى نمودند و جريانهايى بر آن شدند تا آن را از محيط زيست خارج نمايند و تنها در سايه اينتلاشها بود كه جامعه براى مدتى و تا حدودى، به آلودگى آن حساس شد؛ اما دولت و صنعت كه فعاليتهايشان مستلزم انتشار اين ماده در محيط زيست بود، در مقابل اين جريانايستادند و در كنار فعاليتهايشان شاهد ظهور دو صنعت نوپا و البته عظيم يعنى توليد فلورا كربن و الومينيوم بوديم كه هر دو نقش مهمى در عرصه نظامى و اقتصادى در خلال جنگدوم جهانى داشتند.
پس از حساس شدن جامعه به اين ماده، شاهد آغاز نوعى جريان با هدف متقاعد ساختن جامعه به سالم بودن فلورايد بوديم. دراين دوره بود كه برخى مراكز تحقيقاتى كه مورد بذل وبخشش صنايع فعال در حوزه نشر مواد آلاينده و از جمله فلورايد بودند، به انتشار گزارشهايى مبنى بر بىخطر بودن اين ماده مبادرت نمودند كه از جمله برجستهترين اين مراكزتحقيقاتى مىتوان به آزمايشگاه دانشگاه كترينگ در سمينسياتى اشاره نمود كه اساساً تخصص آن در بررسى مخاطرات مواد شيميايى صنعتى بود. پس از كمكهاى مالى انتشاردهندگان اصلى فلورايد همچون شركت آلكوا به اين آزمايشگاه دانشگاهى، نه تنها فلوريدا مادهاى بىخطر معرفى شد، بلكه استفاده در مقادير پايين آن واقعاً سودمند هم شناخته شد واز جمله فوايد آن، كاهش پوسيدگى دندان در كودكان اعلام شد. به دنبال انتشار اين يافتهها، شاهد استفاده از فلورايد در مقادير گسترده در آب شرب آمريكا بوديم.
دولت و صنعت و به ويژه شركت آلكوا به شدت از اين رويكرد جديد استقبال و حمايت نمودند. پس از آن بود كه به تدريج پاى اين ماده به عرصه پزشكى و دندان پزشكى نيز باز شد ونه تنها مادهاى بىخطر كه به عنوان مادهاى ضرورى و تقويت كننده سلامت معرفى شد و شرايطى حاصل آمد كه هرگونه مخالفت با آن، حماقت تلقى مىشد و بدين شكل بود كه عملاًاين آلاينده به يك ماده مورد حمايت تبديل شد.
در سال 1931، دندان پزشكى با نام ترندلى دين به شهرهاى دور افتاده غرب آمريكا اعزام شد تا ميزان آسيبپذيرى فلورايد بر روى دندانهاى مردم آن نواحى را مورد بررسى قراردهد و اين مسأله از جمله مواردى بود كه مورد توجه شركت آلكوا يعنى برجستهترين شركت فعال در گسترش استفاده از فلورايد در آب شرب آمريكا بود. از آنجا كه در اين منطقهچاههاى عميقى حفر شده بود و از اين رو فلورايد طبيعى در آب شرب اين مناطق بيش از ديگر مناطق آمريكا بود، آسيبهاى دندانى ساكنان اين منطقه هم بيش از ديگر آمريكاييانبود. با اين وجود، اين دندانپزشك اعلام نمود كه ميزان پوسيدگى در دندانهاى مردم اين نواحى پايينتر از حد معمول جامعه آمريكاست.
تأثير گزارشهاى وى واقعاً در جامعه آمريكا قابل توجه بود. پس از اين رويداد، كاكس زيست شيميدان وابسته به شركت آلكوا، طى معاملهاى، با افزودن فلورايد به آب موشهاىآزمايشگاهى اعلام نمود كه اين ماده به كاهش پوسيدگى دندانهاى اين حيوانات انجاميده است.
چنين فعاليتهايى بود كه بالاخره سبب شد تا در سال 1939، براى نخستين بار پيشنهاد افزودن فلورايد به آب شرب آمريكاييان نه توسط يك پزشك يا دندان پزشك كه توسط كاكسيعنى زيست شيميدانى كه تحت حمايت مالى شركت آلكوا بود، ابراز شد. پس از آن بود كه كاكس شروع به مسافرت به شهرهاى مختلف آمريكا و تبليغ استفاده از فلورايد نمود.
در ابتدا بسيارى از پزشكان، دندانپزشكان و دانشمندان نسبت به اين ماده محتاط و مشكوك بودند اما جنگ جهانى دوم، خود فرصتى براى گسترش فزاينده اين ماده فراهم آورد كهدامنه پيامدهاى آن نيز گسترده بود. رفته رفته بر تعداد شهرهايى كه به فلورايد روى آوردند، افزوده شد. در سال 1946، شش شهر آمريكا اجازه استفاده از اين ماده را يافتند اما در سال1947، ناگهان هشتاد و هفت شهر ديگر هم به استفاده كنندگان اين ماده اضافه شدند. البته پاسخ دولت نسبت اين حركت عجولانه و غيرعاقلانه، چيزى جز »نياز عمومى« نبود. به قدرىاقبال اين شهرها به استفاده از فلورايد ديوانهوار بود كه دولت هرگونه انكار فوايد آن را غيرمنصفانه برمىشمرد. اقبال عمومى سراسر جامعه آمريكا را فرا گرفت و همين موضوع به يكىاز شگفتآورترين و ماندنىترين موفقيتهاى دولت انجاميد.
اما به راستى پيامدهاى گسترش اين ماده بر سلامت جامعه چه بوده است؟ شايد مناسبترين پاسخ آن باشد كه گستردگى مصرف و اقبال جامعه، شرايطى را به وجود آورده كه كمترمحققى به اين مسأله پرداخته است. اخيراً برخى دانشمندان و محققين در رويكردى جديد، توجه خود را به معمولترين محل انباشت اين ماده در بدن يعنى استخوانها معطوفنمودهاند. در چند سال گذشته، هشت مطالعه علمى و مستقل توسط دانشمندان بىطرف نشان داده كه فلورايد ميزان شكستگى استخوان در زنان و مردان جامعه آمريكا را در همهسنين افزايش داده است. حتى مطالعهاى كه اخيراً در نشريه انجمن پزشكى آمريكا منتشر شده، حكايت از آن دارد كه حتى ميزان پايين استفاده از فلورايد، با افزايش درصد شكستگىلگن سالخوردگان همراه مىباشد.
گروه ديگرى كه متأثر از آسيبهاى فلورايد هستند، پسران جوان مىباشند. بر طبق گزارش مركز ملى سلامت آمريكا، ميزان شكستگى استخوان درپسران نوجوان و جوان آمريكايى،در سال 1957 با رشد شديد همراه بوده است، به طورى كه تنها ميزان شكستگى لگن در جامعه آمريكا و به ويژه در بين جوانان، بالاترين ميزان در سطح جهان است. انتشار چنينآزمايشهايى سبب شد تا اين نشريه صريحاً اعلام نمايد كه هم اكنون وقت آن رسيده تا مسأله استفاده از فلورايد در آب شرب مورد بازنگرى قرار گيرد.
مسأله قابل توجه ديگر، به ارتباط فلورايد و سرطان مربوط مىشود؛ پديدهاى كه حداقل از دهه چهل مورد توجه برخى بوده و از آن زمان، دولت همواره منكر آن بوده است. در سال1975، جان يامويانيس زيست شيميدان و از مخالفين برجسته فلورايد و نيز دين بورك مدير بازنشسته انجمن ملى سرطان، در گزارشى اعلام نمود كه 5 تا 10 درصد افزايش ميزانسرطان در آمريكا معلول استفاده از فلورايد است و همين گزارش بود كه سبب شد تا در سال 1977، كنگره اين كشور، انجمن ملى سرطان را وادار به بررسى رابطه فلورايد با سرطاننمايد.
دوازده سال بعد يعنى در سال 1989، اين مطالعه بالاخره به پايان رسيد و اين انجمن اعلام نمود كه شواهد مبهمى حكايت از نقش فلورايد در سرطان استخوان در موشهاى نر دارد.مطالعات بعدى نشان داد كه ميزان ابتلا به سرطان استخوان و مفاصل در زنان و مردان آمريكايى در خلال سالهاى 1973-80 نسبت به سالهاى 1971-87 رشدى 47 درصدىداشته است. اين ميزان رشد البته در بين مردان زير بيست سال در مناطق آلوده به فلورايد رشدى هفتاد درصدى و در مناطق غيرآلوده به اين ماده، كاهش چهارصدى داشته است. البتهانتشار اين نتايج با جعلى خوانده شدن آن توسط انجمن ملى سرطان همراه شد و همين اتهام سبب شد تا بحث انجام آزمايشهاى ديگر مطرح شود.
آزمايشهاى جديد كه توسط يكى از برجستهترين حاميان استفاده از فلورايد يعنى مدير خدمات سلامت عمومى آمريكا، فرانك يانگى صورت پذيرفت، رابطه بين فلورايد و سرطانرا انكار نمود و موضوع ديگر يعنى رابطه مستقيم آسيبپذيرى و شكستگى استخوان، با اين عبارت كه موضوع به مطالعات بيشتر نيازمند است، خاتمه يافت و نتيجه آن، حمايتمجدد مسئولين بهداشتى آمريكا در استفاده از فلورايد در آب شرب بود.
امروزه شواهد جملگى حكايت از آن دارد كه پنجاه سال همراهى و وحدت نظر مسئولين، با پيامدهاى مخربى براى سلامت و طبيعت همراه بوده است. ويليام ماركوس از جملهمشاوران و سم شناسان برجسته آمريكايى در اين باره مىگويد: »به عقيده من، فلورايد بر پايه هر استانداردى كه مدنظرباشد، مادهاى سرطانزاست.«
روبرت كارتن دانشمند فعال در عرصه مسايل زيست محيطى نيز در اين باره مىگويد: »ميزان استفاده از فلورايد توسط دولت بر پايه اطلاعات مخدوش و گزارشهاى دستكارى شدهاىبنا نهاده شده است.« اتحاديه EPA هم كه به مدت شش سال به مقابله با پديدهاى كه آن را »سياسى سازى علم« مىنامند، پرداخته است، فلورايد را به مثابه موردى بارز از اين پديدهمعرفى مىنمايد.
منبع: www.primitivism.com




